تبليغاتX
 آرامش را به خود هدیه دهید

سال نو مبارک


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/29 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت


نیمه پر لیوان را ببینید

چرا برخی نیمه خالی لیوان را می‌بینند؟

افرادی را دیده‌اید که در برخورد با جنبه‌های مختلف زندگی به بخشهایی توجه می‌کنند که مأیوس کننده و ناامید کننده هستند. عیبها و نقص را زودتر می‌بینند. بیشتر ، آنها توجه می‌کنند و اغلب آنها را به خاطر می‌سپارند. وقتی با آنها صحبت می‌کنید بیشتر از خاطرات ناراحت کننده و تجارب بد خود حرف می‌زنند و برخی به قدری به این کار عادت می‌کنند که حتی نیمه پر لیوان را هم خالی می‌بینند. اینها افرادی هستند که گاه در اثر عوامل مختلف تجارب موفقیت آمیز خود را فراموش کرده‌اند.
ممکن است یکی از این عوامل داشتن تجارب بد و ناموفق پی‌در‌پی باشد که فرد را به این باور عمیق می‌کشاند که تمام تجارب آینده آنها نیز به این صورت خواهد بود. گاهی اوقات چنین حالتی خبر از یک بیماری روانی می‌دهد. مثل
افسردگی در انواع مختلف و یا پارانویا (سوء ظن شدید) گاهی نیز کمبود برخی ویتامینها مثل ویتامینهای گروه B چنین حالتی را در فرد موجب می‌شود. در برخی اوقات فرد چنین نگاهی را به رویدادهای زندگی از یک منبع دیگر مثل والدین ، یک دوست ، یک معلم و ... آموخته است.

افکار انسان و نگرش او به دنیا

علاوه بر اینکه تفکر انسان به یک ویژگی بارز و مشخصه اصلی اوست انواع تفکر و افکار او نیز اهمیت بسزایی دارد. شیوه تفکر انسان در برخی موارد ممکن است در چرخه معیوبی دیگر افتاده باشد و وقایع زندگی را در حین چرخه معیوب تعبیر و تفسیر کند. بر این اساس می‌توان شیوه تفکر انسان را به دو نوع منفی و مثبت تقسیم کرد. هر کدام از این افکار نگرش فرد به دنیا و رفتارهای او را شدیدا تحت تأثیر قرار می‌دهند. روان شناسان شناختی به این دو دسته از افکار توجه قابل ملاحظه‌ای دارند و معتقدند برای کمک فرد مشکل‌دار باید افکار او را شناخت و آنها را اصلاح کرد.

نیمه خالی لیوان همان افکار منفی انسان است.

افکار منفی آن دسته از فکرها و باورهای فرد هستند که نتایج ناگواری گاه برای فرد و گاه برای دیگران دارند و این نوع افکار معمولا مصرف کننده توان و انرژی جسمی و روحی فرد هستند و او را به ضعف و سستی می‌کشانند. روند شکل گیری و گسترش آنها در ذهن نیز خیلی سریع و پیشرونده است. کافی است در مقابل اولین افکار منفی که به ذهن فرد خطور می‌کنند کمی سستی ، ضعف ، عقب نشینی در فرد مشاهده شود و به عبارتی فرد تسلیم این افکار شود به سرعت جای پایی برای خود باز می‌کنند و تکثیر می‌یابند. گسترش آنها از طریق تعبیر و تفسیر وقایع ، زایش مجدد افکار منفی ، گسیل داشتن توجه به فرد به گزینش انتخابی وقایع بد و منفی ، گزینش خاطرات منفی و تلخ که تأیید کننده این افکار هستند صورت می‌گیرد. در واقع افکار را به موجودات زنده‌ای می‌توان تشبیه کرد که برای حفظ بقاء خود به هر کاری دست می‌زنند و شروع به جمع آوری مواردی می‌کنند که صحبت آنها را تأیید می‌کنند.

نیمه پر لیوان همان افکار مثبت هستند.

افکار مثبت افکاری سازنده هستند. نیرو بخش هستند و به فرد نیرو ، نشاط ، شادمانی و امید می‌بخشند. راههای موفقیت را به فرد نشان می‌دهند و به او کمک می‌کنند روشهای رسیدن به آنها را شناسایی کند. مثبت بینی را نباید با خوش بینی و خوش باوری اشتباه کرد. افراد مثبت بین توان خود را برای دیدن زمینه‌های مثبت به موقع بکار می‌برند و اجازه نمی‌دهند مثبت بینی آنها زمینه‌ای برای از دست دادن حقوقشان باشد. افکار مثبت نیز قابلیت گسترش یابندگی دارند هر چند برای فردی که در چرخه افکار منفی گیر افتاده است، گسترش افکار مثبت کلی با زحمت و تلاش انجام می‌گیرد. به عبارتی فردی که عادت کرده همواره نیمه خالی لیوان را ببینید باید مدتی تمرین کند تا افکار مثبت خود را تقویت و آنها پرورش دهد.

چگونه افکار مثبت خود را پرورش دهیم؟

شناسایی افکار منفی و مثبت

به عنوان گام اول دفترچه‌ای تهیه کنید و فهرستی از افکارهای منفی و مثبت خود را یادداشت کنید. شناخت افکار بسیار مهم است، بعد از شناسایی افکار منفی تلاش کنید، فکر مثبتی را که می‌توان جانشین آن کرد پیدا کنید و در مقابل آن یادداشت نمایید.

پیدا کردن شواهدی که افکار مثبت را تأیید می کنند.

در یک فرصت مناسب به گذشته خود فکر کنید، خاطرات خود را مرور کنید دشواری را پیدا کنید که افکار مثبت شمارا تایید می کنند. برای اینکه این خاطرات را مجددا فراموش نکنید می‌توانید آنها را یادداشت کنید.

شناسایی ویژگیهای مثبت

ویژگیهای مثبت خود را پیدا کنید. آنها را در دفترچه‌ای یادداشت کنید و در فرصتهایی که دارید آنها را مرور کنید.


  • به استقبال تجارب جدید بروید: هر فرصت تازه‌ای را تجربه جدیدی تلقی کنید که احتمال نتایج منفی و مثبت را به همراه دارد. اما در هر حال شما به نتایج مثبت امیدوارید، علاوه بر آنکه می‌دانید نتایج منفی نیز درسهای خوبی برای شما خواهد داشت.

تعیین موقعیتهای مربوط به ظهور افکار منفی

اوقاتی را که معولا به عنوان راه انداز افکار منفی هستند پیدا کنید. در چنین اوقاتی خود را سرگرم نگه دارید. مثلا شروع به کار می‌کنید که به آن علاقمند هستید و بیشتر از افکار منفی توجه شما را به خود جلب می کنند. در این ساعات و موقعیتها کارهای کسل کننده که علاقه‌ای به آنها ندارید را انجام ندهید.

کمک از افراد متخصص

در زمینه‌ای که مایل به فعالیت هستید از افرادی که در آن زمینه اطلاعاتی دارند کمک بخواهید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا احتمال تجربه منفی و شکست را کاهش دهید. تجارب منفی اغلب تأییدی بر افکار منفی هستند.

اصلاح روابط اجتماعی

روابط اجتماعی خود را مورد بازبینی قرار دهید. برخی از افکار منفی ما به روابط نادرست اجتماعی مربوط می‌شود. عدم رعایت فاصله مناسب در روابط که به صورت چسبندگی و وابستگی زیاد به اطرافیان یا دوری و اجتناب از ارتباط با آنها دیده می‌شود اغلب افکار منفی را شدت می‌بخشد. رعایت تعادل و توازن در میزان روابط احتمال رشد و پرورش افکار منفی را کاهش می‌دهد.

برقراری ارتباط با افراد مثبت اندیش

این گونه افراد براحتی قابل شناسایی هستند. روابط خوبی دارند، از فعالیتهای خود رضایت دارند، وقایع را به گونه‌ای منطقی تجزیه و تحلیل می‌کنند و سعی می‌کنند جنبه‌های مثبت را بیشتر مورد توجه قرار دهند و از جنبه‌های منفی درس بگیرند. خود کنترلی خوبی دارند و اجازه نمی‌دهند در مقابل وقایع منفی شدیدا آشفته شوند و این افراد را شناسایی کنید و با آنها روابط اجتماعی برقرار کنید.

هدفمند و با برنامه باشید.

تعیین اهداف مشخص در زندگی و برنامه ریزی برای رسیدن به آنها بسیار مهم است. افراد هدفمند می‌دانند از زندگی چه می‌خواهند و گامهای مناسبی برای رسیدن به اهداف خود بر می‌دارند و در نتیجه احتمال شکست را که تقویت کننده افکار منفی است پایین می‌آورند.


به خودت نگاه کن و باور کن که از همین حالا تو یک فرد مثبت بین هستی که نیمه پر لیوان را می بینی.
 
منبع:mohsenazizi.blogfa.com


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/29 ساعت 19:11 موضوع | لینک ثابت


ادامه راه های رسیدن به آرامش - پایانی

-18 تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید، این كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم می  ‌ كند

 

 و به شما اجازه می‌دهد، ذهن و فكرتان را از بسیاری مسائل پاك كنید.

 

-19 اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یكی از با افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر

 

 رسیده ‌اید، آنگاه می‌ توانید بگویید، الا بذكر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتاده‌اید، اكنون زمان آشتی

 

است. داشتن یك تكیه‌ گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش  می ‌شود.

 

-20 احساسات و مشكلات  خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید.

 

 -21 یكی از مهمترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسائل كوچك است، دومین مهارت، كوچك

شمردن تمام مسایل است.

 

 -22 شاد كردن دیگران، موجب آرامش می‌ شود. نمی ‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق

 

سایرین به یك كارتن خواب هدیه دهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار

 

 ندهید، لطف كه وظیفه نیست!

 

-23 اگر می‌ دانستید كه : «سیگار كشیدن + ورزش نكردن = ا سترس ، اضطراب  و حذف» آرامش ، هرگز

 

سیگار نمی‌ كشیدید و ورزش  كردن را به تعویق نمی‌ انداختید.

 


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/26 ساعت 17:1 موضوع | لینک ثابت


آدمها

آه چقدر فاصله اينجاست بين آدمها

 
چقدر خاطره تنهاست بين آدمها


كسي به حال شقايق دلش نمي سوزه


و او هنوز شكوفاست بين آدمها


كسي به خاطر پروانه ها نمي ميرد

 
تب غرور چه بالاست بين آدمها


و از صداي شكستن كسي نمي شكند

 
چقدر سردي و غوغاست بين آدمها

 
ميدان كوچه دل ها فقط زمستانست

 
هجوم ممتد سرماست بين آدمها


ز مهرباني دل ها دگر سراغي نيست


چه قدر قحطي روياست بين آدمها

 
كسي به نيست دل ها دعا نمي خواند


غروب زمزمه پيداست بين آدمها

 
و حال آينه را هيچ كسي نمي پرسد

 
هميشه غرق مداراست بين آدمها


غريب گشتن احساس درد سنگيني ست


و زندگي چه غم افزاست بين آدمها

 
مگر كه كلبه دل ها چه قدر جا دارد

 
چه قدر راز و معماست بين آدمها

 
چه ماجراي عجيبي ست اين تپيدن دل

 
و اهل عشق چه رسواست بين آدمها


چه مي شود همه از جنس آسمان باشيم

 
طلوع عشق چه زيباست بين آدمها

 
ميان اين همه گلهاي ساكن اينجا

 
چه قدر پونه شكيباست بين آدمها

 
تمام پنجره ها بي قرار بارانند

 
چه قدر خشكي و صحراست بين آدمها

 
و كاش صبح ببينم كه باز مثل قديم


نياز و مهر و تمناست بين آدمها


بهار كردن دل ها چه كار دشواريست

 
و عمر شوق چه كوتاست بين آدمها


ميان تك تك لبخندها غمي سرخ ست


و غم به وسعت يلداست بين آدمها


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/22 ساعت 12:19 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/22 ساعت 12:16 موضوع | لینک ثابت


ادامه راه های رسیدن به آرامش

11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنید. آیا تا به حال فرد آرامی

 را دیدید كه با صدای بلند صحبت كند؟


12- با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.


 
13- راحتی، یكی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و كفش راحت.


• هر چند وقت یك بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید.


• در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند.


• فشردن یك توپ كوچك، تنش‌های عصبی‌ را كه در انگشتان و دست‌های شما متمركز شده‌اند، خالی

 می ‌كند.


• لباس‌های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌ شود.


14- لحظه‌ های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید، سپس بیشتر وقت‌ها آنها را به

یاد آورید و درباره‌ شان فكر كنید و لذت ببرید.


15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می ‌شوند، مسافرت به سواحل دریا را

فراموش نكنید. تماشای ماهی‌ ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می ‌كند، زیرا ماهی‌ها

آرام شنا می ‌كنند و آرام تنفس می‌ كنند.


16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فكری و احساس آرامش خواهد شد.


17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید


 


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/22 ساعت 11:53 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/17 ساعت 21:23 موضوع | لینک ثابت


ایست!

ايست! بايد بازرسي شويد


همه ما دست کم يک بار با تابلوي ايست بازرسي مواجه شده ايم. بعضي ها دستپاچه مي شوند و

بعضي ها هم اصلا عين خيال شان نيست. حال مي خواهم از شما بپرسم که در زندگي شخصي چند

بار براي خودتان ايست بازرسي داشته ايد؟ تا حالا شده در زندگي به خودتان ايست بدهيد؟ تاکنون پيش

 آمده همان جا که هستي بايستي  تا ببيني کجاي زندگي هستي؟ ما بايد سعي کنيم در زندگي براي

خودمان از اين ايست بازرسي ها بيشتر داشته باشيم. بايد گاهي اوقات به اعمالي که انجام مي دهيم

خوب فکر کنيم چون هر عکس العملي ناشي از اعمال ماست. مهم نيست چه کسي هستي، فقط به

خودت يک ايست بده ، تا در آينده يک عکس العمل بزرگ به تو يک ايست کامل ندهد. کمي در وجود

 خودت دقيق شو . کارهاي اشتباه خود و نتايج آن را مرور کن و سعي کن ديگر تکرارشان نکني، بعد

تابلوي ايست را بردار و دوباره حرکت کن ولي اين بار با دقت بيشتر تا اگر دوباره تابلو  را جلوي خودت

ديدي اين بار دستپاجه نشوي يا خودت را به بي خيالي نزني بلکه فقط با رضايت خاطر و افتخار جلوي آن

بايستي.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/16 ساعت 11:10 موضوع | لینک ثابت


راه های رسیدن به آرامش

 دوست داشتم چند راه خوب برای رسیدن به آرامش رو به شما هم بگم ، چندتا شو این دفعه می نویسم و دفعه های دیگه هم چند راه دیگه

۱-جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید.

-2 دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

 

-3 افراد آرام به خود می ‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی ‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می ‌برند.

 

-4 وقتی احساس می ‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید.

 

-5 اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین‌ تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث آرامش می ‌شود.

 

-6 آرامش را از كودكان بیاموزید، ببینید كه چگونه در همان لحظه‌ ای كه هستند، زندگی می‌ كنند و لذت می ‌برند.

 

-7 از همان كه هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌ كنید.

 

-8هرچه اكسیژن بیشتری به شما برسد، آرام‌ تر خواهید شد، خوب است در محل كار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

 

-9مهم نیست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند یا نه، برخورد مؤدبانه‌ ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

 

-10 سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌ ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام ‌تر كنید، طولی نمی‌ كشد كه آرام خواهید شد. گاهی می ‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/13 ساعت 20:43 موضوع | لینک ثابت


براي رهايي از اضطراب و فشارهاي رواني لازم است که خودتان کنترل فعاليت هايتان را بر عهده بگيريد.

براي اين منظور لازم است که هر روز برنامه ريزي کنيد و پس از اولويت بندي کارها روي فعاليت هاي

پرارزش تمرکز کنيد،انجام اين فعاليت ها و تکميل آنها تا مرز 100 درصد .


توانايي اين تمرکز نه تنها سخت است بلکه مهم ترين مشکلي است که در پيش روي هر فردي قرار دارد.


انجام هر کدام از وظايف تان به زمان کافي و مناسب احتياج دارد.


در بيشتر موارد عدم تمرکز کامل روي اين وظايف به علت نداشتن وقت و زمان کافي است. اگر براي انجام

کاري وقت کافي نداشته باشيد ناچاريد آن را بدون تمرکز کامل انجام بدهيد و اگر در زماني که خسته ايد

انجام بدهيد، چون نمرکز کامل برروي آن نداريد به طور کامل و مناسب نمي توانيد آن را به انجام برسانيد.


بايد اوقات روزانه رابه نحوي برنامه ريزي کنيد که زمان کافي و مناسب براي انجام همه وظايف مهم که

 موفقيت تان به آن بستگي دارد را داشته باشيد. براي اين کار مجبوريد که کارهاي غير ضروري را از برنامه

 زندگي تان حذف کنيد.


نکته مهمي که در تعيين اولويت تمرکز روي اين فعاليت ها وچود دارد اين است که به محض انجام اين دو

کار احساس کنترل و تسلط کامل بر کارها به شما دست مي دهد و همين طور در طي انجام آن جرياني

 از انرژي و اشتياق وجودتان را در بر مي گيرد. با اتمام کاري که براي تان اهميت دارد، احساس رضايت،

عزت تفس و نشاط خواهيد کرد، به راحتي و روشني پيشرفت خود به سوي موفقيت هاي بزرگتر را مي

 بينيد، اين احساس باعث عملکرد بهترتان مي شود.


از طرف ديگر انجام کارهاي کوچک و کم اهميت فقط باعث ايجاد اضطراب مي شود حتي اگر ده ها مورد از

 اين فعاليت ها را به اتمام برسانيد، باز هم احساس رضايت و موفقيت نخواهيد کرد.


براي شروع: از خودتان بپرسيد کداميک را اگر سريع و خوب انجام دهم، بيشترين تاثير مثبت را روي

وضعيت کاري من مي گذارد بعد آن فعاليت را فورا شروع کنيد.


پس از شروع بک فعاليت پر ارزش با تمام قوا روي آن تمرکز کنيد تا به اتمام برسد نگذاريد کارهاي کم

اهميت تمرکز شما را به هم بزنند و شما را مضطرب کند و يا  غول تنبلي وجودتان را تسخيرکند.


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/09 ساعت 18:52 موضوع | لینک ثابت


گذشته من چيزي نيست به جز ردپايي در پشت سر؛


آنچه امروز زندگيم را به جلو مي راند، نيرويي است که آن را در لحظه هاي کنوني به وجود مي آورم


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/09 ساعت 18:48 موضوع | لینک ثابت


خودت باش تا عزیز باشی

تو انساني و ممکن است خطا کني، گاهي پذيرش اين مطلب دشوار است که هيچ

کس کامل  نيست. پدر، مادر، دوستان و... انسان هاي کاملي نيستند پس تو نيز...


هيچ کس هميشه مهربان، فهميده، بخشنده، حامي و منطقي نبوده است، درست

مثل خودت...


تو مي تواني به همه چيز شک کني، نا اميد شوي، و به ديگران آسيب بزني و درست

 در زماني اين کارها را انجام دهي که در جست و جوي دوست هستي. هم چنين

مي تواني بخشنده، خوش نيت، و پر مهر و شفقت باشي و نتيجه هر دو رفتارت را

ببيني...

هر جه به خوبي ها نزديک تر شوي نيرومندتر خواهي بود، زيرا عشق ديگران در

وجودت تجلي خواهد شد و لحظه به لحظه انرژي بيشتري را در وجودت حس خواهي

 کرد.


بلند پروازي را در آسمان مهر و دوستي تجربه کن.


بازندگي را پشت در بخشش و ايثار جا بگذار.


منکر مهرورزي نشو، زيرا تشنه تر به دنبالش مي گردي.


عفو ديگران نخست دشوار ، اما به زودي آسان ترين عمل تو خواهد بود.


مهربان بودن يک امتياز است، نشان بده براي به دست آوردن اين برتري دوست داري

 بيشتر ياد بگيري.


خطاهاي ديگران را بپوشان ، تا پيوسته مورد کينه کسي نباشي.


بيشتر آن ها را باور کن، تا کم تر دروغ بشنوي.


همواره به دنبال مقام اول بودن تورا تنها مي کند، در شادي برنده شدن ديگران سهيم

شو...


اگر براي آن چه دوست داري و در دل  مي پروراني اقدام نکني، رشد نخواهي کرد

شکست دادن، تو را شادمان نخواهد کرد.


عظمت جهان در شاد کردن دل هاشت.


براي رسيدن به هدف دلخواهت، خطر کن و منتظر تاييد همه نباش، گاهي برخي

ديرتر معجزه محبت را باور مي کنند...


به ديگران کمک کن تا به دنبال خوبي ها بگردند و باور ههايت را نيز بي ريا تقديم آن ها

کن، کوتاه نيا و به دلگرمي کسي که ترديد مي کند ادامه بده...


باور خوبی، نیازمند تکرار است.


همواره حق انتخاب با توست، هیچ توضیحی تو را از خوب و مهربان بودن بر حذر نمی

دارد، پس چراغ مهرورزی را روشن کن و تجلی آرزوهایت را به زیبایی ببین.


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/09 ساعت 18:14 موضوع | لینک ثابت


هر چه هستی ، باش

با توام

         اي لنگر تسکين!

اي تکانهاي دل!

                   اي آرامش ساحل!

با توام

        اي نور!

                 اي منشور!

اي تمام طيفهاي آفتابي!

اي کبود ارغواني!

                       اي بنفشابي!

با توام اي شور،اي دلشوره شيرين!

با توام

اي شادي غمگين!

با توام

          اي غم !

                     غم مبهم!

اي نمي دانم!

هرچه هستي باش!

                           اما کاش...

نه،جز اينم آرزويي نيست:

هر چه هستي باش!
                                      «قیصر امین پور»


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/09 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت


افراد موفق اینگونه پیش می روند

موفق ترين افراد و آنهايي كه براي كسب استقلال مالي شانس بيشتري

دارند،‌هميشه با هر تصميم خود در زمان حال ، آينده را هم در نظر مي گيرند. هر

چه اين افراد آينده دورتري را براي برنامه ريزي مد نظر قرار مي دهند احتمال

 موفقيت آنها بيشتر ميشود.

افراد موفق  براي هر تصميم خود به زمان حال و بودن در اكنون فكر مي كنند چه

دارند را مي بينند و شروع مي كنند. به پيش مي روند و در اين مسير  تنها

چشمان خود را به سنگ فرش جلوي پاي خود نمي دوزند بلكه به جاده و به

 امتداد مسير حركت خود ، به افق مقابل خود و به دوردست ها و به آينده

می نگرند به آينده دور ی كه در پيش رو دارند، كوه ها ، صخره ها را مي بينند، 

سختي ها را ديده و براي گذشتن از آنها و رسيدن به مسير و هدف خود برنامه

ريزي مي كنند.

برنامه ريزي داشتن وسايل مناسب ، زمان حركت مناسب و جلوگيري از هرگونه

 شتاب زده گيري . اين آينده نگري باعث رسيدن آنها به موفقيت مي شود.

 چه كوهنورداني كه مسير را ديده ، وسايل را داشته اند ولي بدون در نظر داشتن

 شرايط و سختي كار و برنامه مناسب براي حركت در مسير به قعر دره ها سقوط

 كردند.


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/06 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت


حرکت به جلو

هنگامي كه به طور تدريجي و گام به گام به سوي هدفي ارزشمند حركت مي

كنيد و  به آن دست مي يابيد، احساس موفقيت و شادكامي مي كنيد و حساس

 مي كنيد كه انر‍‍ژي و انگيزه بيشتري براي كنترل زندگي تان داريد. اين انگيزه

باعث مي شود كه در زندگي تان احساس رضايتمندي بيشتري كنيد و قدرت

رواني لازم براي عبور از موانع و غلبه بر مشكلات را به دست آوريد و در راه

رسيدن به مهمترين اهداف خود با برنامه ريزي مناسب، و در مسير آن با سبك

 بالي حركت كنيد.

 اساس هر برنامه ريزي را باورها و ارزشهاي شما تشكيل مي دهند، كه هسته

مركزي وجود شما به عنوان يك انسان هستند و موجب انسجام شخصيت شما

 مي شوند و وجود شما و صفات شما را تجلي مي دهند. همه پيشرفت ها در

زندگي با تشخيص ارزش هاي واقعي ، برنامه ريزي مناسب و زندگي كردن بر

مبناي آنها امكان پذير مي شود. ميزان موفقيت افراد به روشن بودن ارزشهاي

آنها بستگي دارد. افراد موفق ارزش هاي روشن و افراد نا موفق ارزش هاي مبهم

 و افراد شكست خوده ارزش هاي غير واقعي دارند.

مشخص كردن ارزشها گام اول براي اعتماد به نفس و پرورش شخصيت است.

وقتي بر مبناي ارزش هاي خودتان زندگي كنيد، احساس قدرت ذهني، رضايت و

 توانمندي مي كنيد و مي توانيد به اهدافتان دست پيدا كنيد.

براي شروع:ببينيد چه چيزي واقعا باعث شادي شما مي شود، زندگي تان را بر

اساس آن سازماندهي كنيد.

ارزش هاي واقعي خودتان را بنويسيد و بر مبناي آنها برنامه ريزي كنيد.

براي تعيين ارزش ها و باورهاي خود فكر كنيد، باورهاي خود نه چيزهايي كه

ديگران از شما انتظار دارند .

از همه اشتباهات تان درس بگيريد و آنها را يادداشت كنيد، از اين اشتباهات مانند

 پله اي براي صعود به سوي موفقيت بزرگ درآينده استفاده كنيد.


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/06 ساعت 13:20 موضوع | لینک ثابت


وتی حال نداریم یه کاری رو انجام بدیم...

تا حالا شده با خودتون کلنجار برید و مثلا بگید: حال ندارم این تحقیقو انجام بدم،

حال شروع کردنشو ندارم، من نمی تونم کار جالبی ارائه بدم، کار من باید بی

عیب باشه، زمانی شروعش می کنم که اشتیاق داشته باشم ،باید به من الهام

 بشه  ..

و یا با درون خودتون کلنجار برید که چرا باید منتظر الهام بمونم ؟چرا باید کارمو

عالی و بدون عیب ونقص ارائه بدم؟ منتظر چی هستم؟

و هزار جور سوال و جواب با خودتون که نتیجه ای نداره جز کلافه شدن و مشغول

 شدن بی فایده ذهنتون.

 شروع کنید از همین حالا . به خودتون برسید! به ظاهرتون نه، به باطن قشنگتون که معمولا یه کم در حقش اهمال کاری می کنید..

به خودتون بگید: من به ایده آل بودن فکر نمی کنم، چرا باید کار خارق العاده

انجام بدم و همکلاسی هامو مات و مبهوت بکنم؟منتظر چی بشینم؟زمانش

رسیده ،الان وقتشه..

 باید از این بیهوده گویی ها دست برداشت و یه یا علی گفت و شروع کرد...

اون موقع است که می تونیم احساس آرامش کنیم ، احساس مفید بودن ،

 احساس بودن و  لذت برد ن از جهان از کار از انسانها ..


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/02 ساعت 22:44 موضوع | لینک ثابت


منیت،انسانیت

هیچ کس تا به حال سیمای خود پرستی را ندیده است، نیرویی که به عنوان عامل

کنترل کننده در زندگی ما نقش دارد.منیت یک پندار است.

نفس پرستی یک آرمان ذهنی، بی شکل و بی حد و مرز است.چیزی نیست جز

تصوری که شما نسبت به خود دارید.

منیت یک ذهنیت معیوب است که می کوشد متقاعدتان کند جامه خود خواهی به تن

 کنید و در جهت ارضاء تمایلات دنیوی گام بردارید.

منیت دشمن سلامت روح و رشد معنوی انسان هاست. او از شما انتظار دارد

آنچه که در دنیای درون دستیافتنی است در دنیای بیرون بجویید.مال پرستی ، کینه

 جویی ،بدبینی.

نیروی دیگر درون ، همواره سعی می کند که واقعیت های معنوی را گوشزد کند

،این راهنمای خردمند از شما می خواهد که به حرفش گوش دهید ، به شایعه پراکنی

 های منیت گوش ندهید و خود را از قید و بند آن آزاد کنید.

عشق ورزیدن به تمامی جنبه های خود یک اصل اساسی است،منیت در کنار

 معنویت. رام کردن این اسب سرکش ،درک کردن زیبایی ها و ارج نهادن به آن.

 

و در آخر رسیدن به احساسی غنی و عمیق و آرامش از اینکه از خود راضی بوده

و تنها به خود و خواسته خود فکر نکرده اید ،دردرون خود تعادلی برقرار کرده

 اید،جهان ،مردمانش و زیبایی هایش رادید ه اید و به بهترین شکل همراه با احترام

 با آن برخورد کرده اید .

 

 

 


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/01 ساعت 20:3 موضوع | لینک ثابت


 من بک چهار دیواری دارم

و کاغذ و قلمی

قلمی که گاه و بی گاه جور مرا می کشد

و حرف های نا گفته ام را بر کاغذ می نویسد.

در آن لحظه ، قلمم مثل زبانم الکن نیست،

من من نمی کند، کم نمی آورد و...

 می نویسد

شیوا، بی غلط و بدون بروز هر گونه احساسی.

وقتی می نویسم گونه هایم سرخ نمی شوند،

اشک هایم فرو نمی ریزند، عصبانی نمی شوم،

صدایم هم نمی لرزد..

و کاغذ چه صبور ، نوشته هایم را گوش می دهد،

واکنشی از خشم در او نیست،

نگاه عاقل اندر سفیه نمی اندازد، مرا به خاموشی وا نمی دارد،

تنهایم نیز نمی گذارد...

در آخر، من آرام و سبکبال، به کاغذم می گویم

"همه این ها را گفتم که بگویم گفتن بلد نیستم، اما نوشتنم بد نیست"

و او هم چنان صبور گوش می کند..

آن گاه کاغذ را به آب می سپارم

و آب می داند که آن را به دست چه کسی برساند....

و من دوباره به چهار دیواری ام باز می گردم

در پی قلمم و "کاغذ صبوری " دیگر...

من یک چهار دیواری دارم...

 

 


 

نوشته شده توسط عرفان در 86/12/01 ساعت 3:38 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting