تبليغاتX
 آرامش را به خود هدیه دهید

چقدر دوست داشتنی هستید؟

 
 
اكثر ما دوست داريم ديگران دوستمان داشته باشند انگار زندگي بهتر مي شود
 
اينكه ديگران دوستمان داشته باشند! این  كاملا به خودما بستگي دارد
 
به اينكه چگونه رفتار مي كنيم و چگونه با ديگران كنار مي آييم
 
خيلي وقتها آنطور كه بايد با مردم برخورد صحيح نداريم
 
ما مي گوييم مي خواهيم ديگران ما را همين طور كه هستيم
 
دوستمان داشته باشند.اين بدان معناست كه ما كارهاي را كه بايد انجام
 
بدهيم نمي دهيم و قصد تغيير دادن راه و روش خود را نيز نداريم خيلي راحت
 
مي گوييم: چرا نمي توانند من را همين طور كه هستم بپذيرند و دوست
 
داشته باشند؟واقعيت اين است كه براي انكه دوستمان بدارند بايد
 
دوست داشتني باشيم.دوست داشتني شدن كار زياد
 
 سختي نيست براي شروع بهتر است وقتي با
 
ديگران روبه رو مي شويد لبخند بزنيد و با روي باز با آنها صحبت
 
كنيد رفتاري دوستانه و صميمي داشته باشيد از مشكلات آنها با خبر
 
 شويد و سعي كنيد دركشان نماييد و به احساساتشان توجه كنيد.وقتي با ديگران
 
 رو به رو مي شويد بلافاصله سلام كنيد منتظر نمانيد آنها سلام كنند
 
 آنها را به اسم كوچك صدا بزنيد نشان دهيد كه از ديدنشان
 
خوشحال هستيد.طوري رفتار كنيد كا انگار از زندگي
 
 حسابي لذت مي بريد هميشه به خوبي ها
 
 فكر كنيد حتي اگر زياد هم مايل نيستيد خود را مثبت
 
 نشان دهيد هرگز شكايت نكنيد و غر نزنيد.


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/30 ساعت 17:28 موضوع | لینک ثابت


گفتگوی شیطان و فرعون

   

روايت شده كه شيطان، به درگاه فرعون آمد، و در را كوبيد، فرعون گفت: كوبنده در كيست؟ شيطان گفت: اگر خدا بودى، مى‌فهميدى چه كسى در را مى‌كوبد، فرعون گفت: اى ملعون داخل شو، شيطان گفت: ملعونى بر ملعونى وارد مى‌شود، پس داخل شد، فرعون به او گفت: چرا بر آدم سجده نكردى تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوى؟ در جواب گفت چون مانند تو در صلب آدم بود، فرعون به او گفت: آيا بدتر از من و از خودت بر روى زمين سراغ دارى؟ شيطان در جواب گفت: انسان حسود از من و از تو بدتر است. چون حسد عمل نيك انسان را مى‌خورد، همچنان كه آتش هيزم را مى‌خورد و مى‌سوزاند.


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/30 ساعت 16:59 موضوع | لینک ثابت


آموخته ام...

آموخته‌ام: که عشق مرکب حرکت است، نه مقصد حرکت

آموخته‌ام: که اين عشق است که زخم‌ها را شفا مي‌دهد، نه زمان

آموخته‌ام: که مهم بودن خوب است، اما خوب بودن از آن مهم‌تر

آموخته‌ام: که تنها اتفاقات کوچک زندگي است که زندگي را تماشايي مي‌کند

آموخته‌ام: که پروردگار يکتا همه چيز را در يک روز نيافريد، پس چطور مي‌شود که همه چيز را در يک روز به دست آورد

آموخته‌ام: که چشم‌پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي‌دهد

آموخته‌ام: که در جستجوي محبت وخوشبختي زماني براي تلف کردن وجود ندارد

آموخته‌ام: که اگر در ابتدا موفق نشدم، با شيوه‌اي جديد تر دوباره بکوشم

آموخته‌ام: که موفقيت يک تعريف دارد؛ آن هم باور داشتن موفقيت است

آموخته‌ام: که تنها کسي مرا شاد مي‌کند که ميگويد تو مرا شاد کردي

آموخته‌ام: که گاهي مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است

آموخته‌ام: که هرگز نبايد به هديه‌يي که از طرف کودکي داده مي شود، نه گفت

آموخته‌ام: که در آغوش داشتن کودکي به خواب رفته، يکي از آرامش بخش‌ترين حس هاي دنيا را درون آدمي بيدار مي‌کند

آموخته‌ام: که زندگي مثل طاقه پارچه است. هر چه به انتهاي آن نزديک مي‌شود، سريع‌تر مي‌گذرد

آموخته‌ام: که بايد شکرگزار باشيم که هر چه از خدا مي‌خواهيم، به ما نمي‌دهد

آموخته‌ام: که وقتي نوزادي انگشت کوچک شما را در مشت کوچکش مي‌گيرد، در واقع شما را به اسارت زندگي مي‌کشد

آموخته‌ام: که هر چه زمان کمتري داشته باشيم، کارهاي بزرگتري انجام مي‌دهيم

آموخته‌ام: که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم، دعا کنم

آموخته‌ام: که زندگي جدي است ولي ما نياز به دوستي داريم که لحظه‌اي با او از جدي بودن دور باشيم

آموخته‌ام: که تنها چيزي که يک شخص مي‌خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او وقلبي براي فهميدنش

آموخته‌ام: که لبخند ارزان‌ترين راهي است که مي‌توان نگاه را وسعت بخشيد

آموخته‌ام: که باد با چراغ خاموش کاري ندارد

آموخته‌ام: که به چيزي که دل ندارد، نبايد دل بست

آموخته‌ام: که خوشبختي، جستن آن است نه پيدا کردن آن

 


 


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/26 ساعت 14:10 موضوع | لینک ثابت


خدایی بودن

پيرمرد هميشه در شروع کردن هر کاري نام خدا را بر زبان آورده يا علي مي گفت و شروع مي کرد، تبري

در دست مي گرفت و چوبها را نصف مي کرد و ساعت ها مشغول کار مي شد.جوانتر ها وقتي به او مي

نگريستند در حيرت مي مانند که اين مرد پير چگونه مي تواند اينگونه کار کند ، ما که نمي توانيم اينگونه

باشيم. روزي يکي از آنها به نزد پير مرد رفت و از او پرسيد که چگونه است که او مي تواند کارهايي را

انجام دهد که جوانترها نمي توانند ؟ پيرمرد لبخندي زد و گفت: من از خداوند خواسته ام نيرويي به من

 بدهد که بتوانم از پس خود و خانواده ام بر آيم  و خود کارهاي خود را انجام دهم .تو نيز اگر از ته قلبت

 چيزي را از خدا بخواهي و براي آن تمام توان خودت را بکار بگيري خداوند قدرتي در تو ايجاد مي کند که

فکرش را نمي کردي.


اين را گفت و شروع کرد به نصف کردن بقيه چوبهايش...

 


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/21 ساعت 20:17 موضوع | لینک ثابت


ذهن ما

اگر تصويري در ذهن داري مي تواني به آن برسي و آن را همان گونه که مي خواهي به صورت عملي در آوري

 تو خود نيرو و توان کافي را داري

هيچ چيز در اين جهان نمي تواند مانع از رسيدن تو به خواسته ات شود

 اين اراده توست که باعث رسيدن تو به هدفت مي شود

 پس براي خود آيه ياس نخوان که تو نمي تواني! اين کار نشدني و غير ممکن است....


از قديم هم گفته اند: خواستن توانستن است.


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/21 ساعت 20:5 موضوع | لینک ثابت


من و دریا!

کلبه ام پنجره ای باز به دریا دارد


خوب من , منظره خوب تماشا دارد


ساختم آینه ای را به بلندای خیال


تا خودت را به تماشای خودت وادارد


راز گیسوی تو دنیای شگفت انگیزی است


که به اندازه صد فلسفه معنا دارد


گوش کن , خواسته ام خواهش بی جایی نیست


اگر آیینه دستت بشوم جا دارد


چشم یک دهکده افتاده به زیبایی تو


یعنی این دهکده , یک دهکده رسوا دارد


کوزه بر دوش , سر چشمه بیا تا گویند


عجب این دهکده سرچشمه زیبا دارد


در تو یک وسوسه مبهم و سرگردان است


از همان وسوسه هایی که یهودا دارد


عشق را با همه شیرینی و شورانگیزی


لحظه هایی است که افسوس و دریغا دارد


بی قرار آمدن , آشفتن و آرام شدن


حس گنگی است که من دارم و دریا دارد


یخ نزن , رود معمایی من , جاری باش


دل دریاییم آغوش پذیرا دارد...


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/21 ساعت 19:47 موضوع | لینک ثابت


امروز چه کرده ای؟


امروز به چه اندیشیده ای؟

کار کردن؟خواندن؟یادگرفتن؟

آنچه امروز در فکر تو و در ذهن توست آینده ساز تو در فرداهاست.

امروز به سراغ کتاب رفتن خواندن و یادگرفتن برای فرداست.

امروز کسب حرفه کردن برای استفاده در آینده است.

تو زندگی خود را با افکارت می سازی.

تو در هر لحظه در حال فکر کردن و تفکر هستی. پس خلاق باش.خلاقانه بیندیش تا آینده زیبایی برای خود بسازی.

راجع به هر چیز بیش تر فکر کن٬ بخوان٬ تفکر کن و به کار بگیر.

این تو هستی خودت که می توانی آینده ات را بسازی.

آنچه امروز آموختی آینده ساز توست٬ قدر امروزت را بدان.


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/14 ساعت 18:39 موضوع | لینک ثابت


آبی!

روانشناختي رنگ آبي


بيشترين فضاي اطراف ما را رنگ آبي گرفته است. تمام آسمان با وسعت خود، زمين با نسبت3/4، وسعت آبي نشانه نياز شديد و متقابل انسان به اين رنگ مي باشد.


طبعا اين رنگ هم به صورت مستقل و هم در کنار رنگ هاي ديگر مي تواند اثرات شاياني بر روح و روان آدمي داشته و او را در راه سالم زيستن در کره خاکي ياري نمايد.


رنگ آبي نشانه ورود به مرزهاي عميق روح و درهاي بلند آسمان هستي است لذا بلند پروازي را مي توان يکي از شاخص ترين ويژگي هاي اين رنگ دانست.


آبي با طبع سرد در کنار سکوت و ايمان نهفته در خود، مشوق از خود گذشتگي، کسب صفات پسنديده، صلح، اعتقاد داشتن به حقايق، قدرت بي ادعا و انجام وظيفه، زيبايي و زيباپسندي هنرمندانه و موزون مي باشد.


رنگ آبي با پيشينه و سابقه درخشنده اي که از خود دارد ابزاري براي ارتباط انسان با عالم ملکوت و آسمان ها قلمداد مي شده است شايد به خاطر همين هم هست که امروزه مناره ها و گنبد هاي مساجد و مکان هاي مقدس که جايگاه ارتباط با عالم علياست را به کاشي هاي آبي رنگ زينت مي دهند


رنگ آبي، رنگي آرام، صاف، روشن و با طراوت محسوب مي شود که نقاط اميد را در دل زنده مي کند.
رنگ آبي، در انسان حس وجدان گرايي را تقويت نموده توجه و دقت نسبت به احساسات و شرايط دروني را افزايش مي دهد بنا به نظر روانشناسان، رنگ آبي همتي والا به ارتفاع آسمان ها و دقت و ژرف انديشي به اندازه عمق درياها را به انسان مي دهد.


پيراهن حضرت مريم که(ع) نمادي از زهد، وارسنگي و صداقت و وفاداري و توجه به عالم بالاست آبي آسماني بوده است.


رنگ آبي مي تواند نشانه انسان هاي آرام، متعادل و متواضع باشد.


نور آبي، رنگي غير فعال و خاصيت آرام بخش و اثر تسکين درد داشته، کمتر جلب توجه نموده، از فاصله دور تشخيص داده نمي شود و انظار را به خود جلب نمي نمايد چه بسيار که از انظار هم مخفي ميشود اذا جهت استتار در مواقع ضروري مي توان از آن استعاده کرد.


با آزمايش، به اثبات رسيده که نور آبي موجت افزايش فعاليت هاي حياتي سلول ها مي گردد، لذا در صورتي که نور آبي به سلول هاي پوست بدن تابيده شود به فعاليت آنها افزوده و گلبول هاي سفيد از سطح پوست به داخل بدن کشيده مي شوند. اين مسئله درست بر خلاف رنگ قرمز است که اثر کمتري بر فعاليت حياتي سلول ها دارد .


رنگ و نور آبي خستگي آور نبوده و در مجاورت با آن در مدت طولاني خسارتي به بار نمي آورد.
رنگ آبي بر خلاف قرمز انبساط دهنده است، اتاقي که به رنگ آبي باشد به نظر بسيار بزرگ تر از آنچه هست خواهد رسيد.


مکمل رنگ آبي


رنگ نارنجي ميباشد که با استفاده بهينه از اين رنگ در ترکيب آبي ضايعات آن را جبران و رفع خواهد کرد.


پوشش آبي


بر تن کردن لباس به رنگ آبي نشانه اي از معنويت و نظم است. پوشاک آبي اشتياق فرد را نسبت به صلح و آرامش، سکوت و حتي انزوا بيان و ميل او را به صداقت و وفاداري روشن مي نمايد. البته انتخاب ايت رنگ پوشش در خانم ها نشانه حسادت نسبت به موضوعي در آنها قلمداد مي شود.


جنبه هاي منفي رنگ آبي


طبيعت ذاتي و دروني رنگ آبي پيوسته در حال تکاپو و جستچو است، شک و بي اعتقادي و نبود درايت کافي از جمله خصوصيات منفي اين رنگ محسوب مي شود، عدم وافع بيني، افزايش خيال بافي ها و تمايل به بي نظمي، خشنودي از خود و سوءظن ، از ملازمات کاربردي رنگ آبي است، خستگي و کسالت و تنبلي هم از عوارض عدم کاربرد صحيح اين رنگ مي باشد.


از بکار بردن رنگ آبي در هنگام درمان انواع فلجها، فشارخون پائين، سرماخوردگي، اندوه و افسردگي بايد پرهيز شود.


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/10 ساعت 23:0 موضوع | لینک ثابت


مناجات

الهي تو به رحمت خويشي، و ما بر حاجت خويشيم و تو توانگري و ما درويشيم.....
الهي به حرمت آن نام که تو خواني و به حرمت آن صفت که تو چناني درياب که مي تواني......
الهي نه در بندم و نه آزادم و از خود رنجور و از تو دلشادم و از زندگاني خود در عذابم گوئي که بر آتش کبابم و نه خود پيدا و نه خوابم و در ميان دريا تشنه آبم، از آنکه از خود در حجابم، منتظرم تا کي رسد جوابم.....
الهي آنچه بر ما آراستي خريديم و از هر دو جهان محبت و جامه بلا را بريديم و پرده عافيت دريديم............
الهي عاجز و سرگردانم، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم..............
الهي به فضل خويش مرا بنواز و به عدل خويش مرا مگذار.......


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/10 ساعت 22:54 موضوع | لینک ثابت


پیوند

وقتي به خود عشق مي ورزي، احساس مي کني که مردم بسياري را دوست مي داري. و آرام آرام این فضاي دوست داشتن سايرين حجيم و حجيم تر مي گردد. روزي ناگهان در خواهي يافت که تمام هستي را در اين فضا جا داده اي.

تا دوري، نزديک نتواني بود. اگر هميشه دور تماني، عشق خواهد مرد. اگر هميشه نزديک بماني، عشق خواهد مرد. عشق تنها در سيلان دائم پيوند، بقا خواهد يافت، نه اسارتي، نه قل و زنجيري، و نه در بند زندان.

اگر در شور بختي ديگري را جستجو کني پيوند حاصل، پيوندي نادرست خواهد بود . و اگر در خوشبختي ديگري را بجويي، پيوند حاصل هرگز نادرست نخواهد بود. آري در خوشبختي ديگري را بجوي..

                                                                                                               "اوشو"

 


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/10 ساعت 22:45 موضوع | لینک ثابت


قرمز!

روانشناختي رنگ قرمز


قرمز، نخستين رنگ يا آخرين رنگ طيف رنگ هاست. از انگيزه هاي دروني و بيروني، اراده و جديت سخن مي گويد.
در مقايسه با ساير رنگ ها از انرژي عمده اي برخوردار است پشتکار، قدرت، استقامت، در عین حال صمیمیت، بخشندگی، موفقیت و قدرشتاسی از مشخصه های این رنگ به حساب می آیند.
قرمز با کوتاهترین طول موج و با داشتن حرارت در انتهای طیف، همیشه نمادی از آتش، عشق و شهوت و جنگ بوده است، در دوران مصر باستان از رنگ قرمز برای محافظت از آتش استفاده می کرده اند و شاید به خاطر همین هم هست که رنگ ماشین های آتش نشانی و لباس های آتش نشان ها قرمز می باشد.
رنگ قرمز علاوه بر اینکه نمادی از خطر یا مرگ می تواند باشد در انسان ایجاد یک ایمنی و شهامت تصنعی هم می کند برای همین منظور در قدیم جنگجویان و شکارچیان و هم اکنون سرخپوستان، بدن خود را با رنگ قرمز نقاشی می کنند یا ساحران و جادوگران از اختلاط این رنگ با مشکی جهت تحقق سحر و جادو استفاده می کنند.
با این تعابیر است که روانشناسان رنگ قرمز را حاوی مفهوم اعتماد به نفس می دانند.
جدا از این موضوع، رنگ قرمز دارای قدرت تهییچ کنندگی فراوانی است خصوصا بر سیستم عصبی، فشار خون را بالا می برد، فعالیت و تحرک عمومی انسان را افزایش می دهد و به دنبال آن دمای بدن را افزایش می دهد. از این رو استفاده از آن بایستی بر اساس اصول خاصی صورت گیرد. افراد عصبی مزاج نباید در معرض این رنگ قرار گیرند زیرا تشدید سیستم عصبی را به دنبال داشته مشکل آنها را دو چندان می کند.
با این توصیف می توان گفت این رنگ برای افراد افسرده و منزوی، پیر و علیل و کسانی که دوزان نقاهت را طی می کنند مناسب ترین رنگ هاست.


مکمل رنگ قرمز


رنگ فیروزه ای با طبعی آرام می تواند مکمل خوبی جهت رفع ضایعات احتمالی رنگ قرمز بوده، وصول به نتایج کاربردی رنگ قرمز را تسریع نماید.

پوشش قرمز

دوستداران رنگ قرمز نماینده نظافت و عشقند و انتخاب رنگ لباس برای زنان با این رنگ بیانگر عشق و محبت است.
این رنگ سبب می شود انسان راه وصول به مقصد را با انرژی افزون تر و هدف دارتر طی کند، از طرفی دیگر بیانگر اشتیاق، احساسات قوی و پر انرژِی بودن خواهد بود. افراد علاقه مند به هیجان، زد و خورد، آشوبگر مایلند لباس هایی به این رنگ بر تن نمایند.
 پوشش  با این رنگ فقط برای بانوان پیشنهاد می شود.


جنبه های منفی رنگ قرمز


گستاخی، بی ادبی ، نخراشیدگی در رفتار و لجاجت، خشونت های جسمانی، وحشی گری، تعدی و ظلم به دیگران می تواند از جمله موارد جنبه های منفی رنگ قرمز باشد که در صورت استفاده نابجا یا زیاده روی در استفاده به دنبال خواهد داشت.

 


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/10 ساعت 14:27 موضوع | لینک ثابت


بی تو

بي تو در مي يابم،

چون چناران كهن

از درون تلخي واريزم را.

کاهش جان من اين شعر من است.

آرزو مي كردم ،

كه تو خواننده شعرم باشي.

                           -راستي شعر مرا مي خواني؟-

نه،دريغا،هرگز،

باورم نيست كه خواننده شعرم باشي.

                                  -كاشكي شعر مرا مي خواندي!-

بي تو من چيستم ؟ابر اندوه

بي تو سرگردانتر ،از پژواكم

                                 -در كوه

گردبادم در دشت،

برگ پاييزم،در پنجه باد.

بي تو ،سرگردانتر ،

                        از نسيم سحرم

از نسيم سحر سرگردان

بي سر و بي سامان

بي تو- اشكم،

                دردم،

                         آهم.

آشيان برده ز ياد

مرغ درمانده به شب گمراهم.

بي تو خاكستر سردم،خاموش،

نتپد ديگر در سينه من ،دل با شوق،

نه مرا بر لب ،بانگ شادي،

                             -نه خروش

بي تو ديو وحشت

هر زمان مي دردم

بي تو احساس من از زندگي بي بنياد،

و اندر اين دوره بيدادگريها هر دم

كاستن،

     كاهيدن،

               كاهش جانم،

                                كم

                                       كم.

چه كسي خواهد ديد،

مردنم را بي تو؟

بي تو مردم،مردم.

گاه مي انديشم ،

خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد؟

آن زمان كه خبر مرگ مرا

از كسي مي شنوي ،روي تو را

كاشكي مي ديدم. 

 


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/02/05 ساعت 18:50 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting