تبليغاتX
 آرامش را به خود هدیه دهید

زندگی

باورهاي ما شبيه يک خلبان خودکار است و برنامه ريزي شده تا تمام جنبه هاي زندگي ما را هدايت کند.

 اگر ما باور داشته باشيم که غير قابل دوست داشتني هستيم، نحوه رفتارمان نيز غير قابل دوست

 داشتني خواهد بود. اگر معتقد باشيم که يک شکست خورده در زندگي هستيم، طوري خودمان را

 برنامه ريزي مي کنيم که شکست بخوريم. اگر باور داشته باشيم که اساسا انسان بدي هستيم، اعمال

 بدي از ما سر خواهد زد. برعکس اگر باور داشته باشيم که انساني دوست داشتني هستيم، به طور

 دوست داشتني نيز رفتار مي کنيم. زندگي تسلسلي از انتخاب باورهاي ماست و وجود ما نتيجه جمع

 کل اين انتخابهاست.


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/03/26 ساعت 13:31 موضوع | لینک ثابت


گنجشک و خدا

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا، نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
" با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست .گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیهایم بود و سرپناه بی کسی ام . تو همان را هم از من گرفتی .این طوفان بی موقع چه بود؟
وسنگینی بغض راه بر کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود, خواب بودی ؛باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی . گنجشک، خیره در خدایی خدا، مانده بود.
خدا گفت : و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود ؛ ناگاه چیزی در درونش فروریخت .
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/03/20 ساعت 23:35 موضوع | لینک ثابت


دل شکسته..

همه ما تاحالا مزه عاشق شدن رو چشیدیم و البته خیلی ها هم

 طعم دل شکستگی رو...

امروز یک کتاب از کتاب خونه گرفتم که در باره این موضوع بود ..

هنوز چیز زیادی ازش نخوندم ولی یه چند صفحه اش رو نگاه انداختم

 یه خلاصه ای هم از توش در آوردم امیدوارم به دردتون بخوره

...........................
«جاده بهبودی می تواند طولانی و صعب العبور باشد، اما با عبور از آن

 از ماندن در دره ناامیدی نجات پیدا می کنید».

 وقتی عزیزی را از دست می دهید  مدتها با خود می گویید او برخواهد گشت

 و به این امید خود را با درد از دست دادن روبرو نمی کنید.ولی بعد از مدتی

 انکار واقعیت،طوری شما را به درد می آورد که اگر به خودتان نرسید امکان

 دارد کارتان به بیمارستان کشیده شود.

حقیقت دل آدمی را به درد نمی آورد، بلکه رها کردن دروغهاست که این گونه

 تاثیر می گذارد.


اریک فروم روانپزشک مشهور می گوید:

کاری که یک شخص برای روان خود می تواند و باید در نظر بگیرد، این نیست

 که احساس امنیت کند، بلکه باید قادر باشد تا به ناامنی اجازه بروز دهد.

منظور این است که برای فائق آمدن بر احساس عدم امنیت، ابتدا باید احساس

 نا امنی را بپذیریم. احساس عدم امنیت قسمتی از شرایط آدمی است و بیشتر

 ما با آن دست به گریبان هستیم. زمانی که ما این حقیقت را بپذیریم که احساس

ناامنی داریم، از دست و پنجه نرم کردن و تقلا کردن برای ایتکه به خود و دیگران ثابت

کنیم که «ما احساس ناامنی » نمی کنیم، دست برخواهیم داشت. اضافه بر آن ،

تا موقعی که ما عدم امنیت خود را نپذیریم، هیچ اقدامی در مورد فائق شدن بر اثرات

 آن نخواهیم کرد.

این اصل در مورد انواع دیگر روابط طلاق، پایان روابط عشقی، مرگ عزیزان یا هر مورد

 دیگر- صادق است. ما باید این حقیقت را بپذیریم که «از دست دادن»، قسمت طبیعی

 زندگی ما را تشکیل می دهد و برای همه ما دیر یا زود اتفاق می افتد. وقتی هر آنچه

 که پیش آمد، زودتر آن را بپذیریم، زودتر نیز به نقطه بهبود می رسیم.

برای فائق آمدن بر مشکلات خود باید سه مرحله زیر را بگذرانید:

اول، با حقیقت روبه رو شوید.

حضرت مسیح می گوید: شما حقیقت را خواهید داشت و حقیقت شما را آزاد

خواهد ساخت.

پذیرفتن فقدان و از دست دادن کسی، برای شفای یک دل شکسته اساسی

 است. برای شفا یافتن نیاز به درک و پذیرفتن واقعیت و شدت غم از دست دادن دارید.

دوم، از «ای کاش »ها بپرهیزید.

متاسفانه شما نمی توانید به عقب برگردید و گذشته را تغییر دهید. هر اشتباهی

که مرتکب شده اید بشناسید، ولی زیاد در مورد خودتان سخت نگیرید.خودتان را با

 ای کاش ها عذاب ندهید، چرا که فقط دردی به دردهای شما می افزاید.

بهبود یافتن یک قلب شکسته زمان می برد.

سوم، شجاع باشید.

جاده بهبودی می تواند طولانی و صعب العبور باشد، اما با عبور از آن، از ماندن

در دره ناامیدی نجات پیدا می کنید و دیدن منظره ای که از آن بالا پدیدار می گردد،

 ارزش همه دردها و سختیهای بالا آمدن را دارد.

« اگر ارتباط شما با سخص مورد علاقه تان از خم گسسته شده است، واقعیت شرایط

موجود خود را برای پرهیز و فار از درد اتکار نکنید، بلکه یک فرد واقع بین نثبت گرا باشید.

موقعیت بد را درک کنید و با صدمه روحیکه دیده اید، روبه رو شوید. بدانید که تنها راه

خارج شدن از مرحله دردمندی، عبور از آن است.

تنها را خارج شدن از تونل درد و رنج آن است که سریع تر از آن عبور کنید.


.......... ادامه دارد.


فقط همین قدرشو خوندم!


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/03/11 ساعت 23:41 موضوع | لینک ثابت


نکته ها

هرکس خدا را بندگی کند، خداوند همه چیز را بنده او گرداند.     

                                                                                امام حسن(ع)

از قدرت خداوند بر خویشن ترس و از نزدیکی اش به خود شرمگین باش. 

                                                                                 امام سجاد(ع)

زندگی ساحره ای است که با زیبایی اش افسونمان می کند-

اما کسی که حیله هایش را بشناسد، از سحر او خواهد گریخت.

مرگ فقط به آدم سالخورده نزدیک نیست، به طفل تازه تولد یافته نیز به همان

اندازه نزدیک است؛ زندگی نیز این چنین است.             

                                                                           جبران خلیل جبران

استفاده از قوه ی تخیل و خود را پول دار وانمود کردن مفید است. ثروتمند

بودن را بازی کن. به این ترتیب، حل و هوای بهتری راجع به پول پیدا می کنی.

 وقتی در این مورد احساس بهتری داشته باشی، پول بیشتری به زندگی ات

 جاری می شود.           

                                                                                     راندا برن

به یکدیگر عشق بورزید، اما از عشق بند مسازیدبگذارید عشق دریایی

مواج باشد. در میان سواحل روح شما دل های خود را به یکدیگر بدهید،

اما نه برای نگه داشتن، زیرا تنها دست زندگی شایسته است دل های شما

را نگه دارد. در کنار یکدیگر بایستید، اما نه بسیار نزدیک به یکدیگر:زیرا

ستون های معبد جدای از هم می ایستند. و درخت بلوط و درخت سرو

در سایه هم نمی بالند.      

                                                                         جبران خلیل جبران

به این دلیل باید خود را دوست بداری که بدون عشق به خود، داشتن

 احساس خوب محال است. وقتی حال و هوای بدی راجع به خودت داری،

 درِ عشق و درِ تمام خوبی های عالم را بروی خودت بسته ای.  

                                                                                    راندا برن


هرگز مغرور نشو، زیرا غرور میکروبی کشنده است. غرور به تدریج عقل

 را زایل می کند و باعث می شود هیچ کاری را بدرستی انجام ندهی.  

                                                                        جی.دونالد والترز


هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر. در این صورت اشتباه

 خواهی کرد. اول درونت را آرام کن، ذهن مانند یک دریاچه است. هنگام غلیان

 احساس، دریاچه مواج است، دریاچه هنگامی نور ماه را منعکس می کند،

 که آرام باشد.      

                                                                               جی.دونالد والترز



we want along relationship so that we can depend on the same person

 forever, so that there is no need to face new challenges , new problems.
 

OSHO

no man underestands the woman,no woman underestands

 
the man, and that is the beauthy of  their

being together


    OSHO   


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/03/09 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت


حال

 

وقتی دوست دارید در خانه تنها باشید

دوست دارید در خانه بمانید و هیچ جای دیگری نباشید

فوتبال دستی بازی کنید

که موسیقی گوش کنید

با گروهی از دوستانتان صحبت کنید

نرده ای را رنگ کنید و یا تابلویی را بکشید
.
.
اینها نمونه هایی از عالی ترین موارد هیجانهای مثبت

است که به زندگی، ارزش زیستن می دهد.این حالت ها «حال»نامیده می شود.

زمانی که ما برای چندین روز کار سخت و طاقت فرسایی انجام داده ایم ، به زحمت

در کاری به موفقیت رسیده ایم،امتحاناتی را پشت سر گذاشته ایم، نیاز به

 تغییری دادیم، یک زنگ تفریح!

کم بودن موقعیت های دشوار، کم بودن شکست ها باعث کسالت می شود.

اینکه تمام هفته و تمام ساعت های روز خود را به کار بپردازیم و این یکنواختی...

زیاد بودن موقعیت های دشوار، کم بودن مهارت های ما در کار، شکست هایی

 که به دنبال آن برای ما پیش می آید، باعث بروز درماندگی و افسردگی می شود.

بدون ناکامی ها، شکست ها، سختی کشیدن ها نمی توان به «حال» دست یافت.

بدون شکست ها ، «حال» معنایی ندارد.رسیدن پیاپی به موفقیت، برخورداری

 از پاداش ها، ایجاد شدن عزت نفس به خاطر اینکه در هر کاری خوب و همیشه

موفق هستم، و سرخوشی زیاد، به «حال» نمی انجامد.

زندگی که فاقد اضطراب به خاطر ترسیدن از نرسیدن به هدف،

ناکامی در کار، رقابت و موقعیت هایی که مستلزم تلاش کردن باشد،

زندگی خوبی نیست، زیرا فاقد «حال» است.

زیاد بودن حالت های افسرده کننده، ناکامی ها به «حال» نمی انجامد،

خوشی زیاد هم به «حال» نمی رسد.

وجود تعادل در بین حالت های ناراحت کننده و خوشی ها در زندگی

 در ما ایجاد «حال» می کند.


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/03/04 ساعت 16:13 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting