عشق صدایت می کند
به تمنایش گوش بسپار
شاید فرصت کمی باشد برای باهم بودن
لحظه را دریاب
گرمیش گرمی امید به فرداهاست
نوشته شده توسط عرفان در 88/06/23 ساعت 19:33 موضوع | لینک ثابت
طلوع من به دیدارم بیا... مرا با خود به آنسوی بی کران ها ببر
من خود را به دیدار تو آرام می کنم
تو نیز با من اینگونه باش /از سختی ها نگو /بگذار گرمای با هم بودنمان خود این یخ سرد را آب کند...

نوشته شده توسط عرفان در 88/06/22 ساعت 17:58 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

.
.
.
.
بيا ای سايه ی مهتاب و دريا بيا در پيش چشمان تو باشم
بيا بنويس بر برگ شقايق که ميخواهم پريشان تو باشم
بيا ای چشم تو عشق شقايق بيا با هم چو ياس و آب باشيم
بيا در فصل سرد بی وفايی چو ساز عاشقان شاداب باشيم
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY