با تمام احساس از روي دانايي... فاصله خرد و بي هوشي کم مي شود

در ديدني و بودني خلاصه مي شود... براي ديداري صرف مي شود و من جدا مي شوم

از خود از آنچه هستم ...  ديگري مي آيد...

تو او را ديده اي بسيار ....

تو من را مي شناسي؟

من کدامينم؟

آنچه خود، خود را مي شناسم يا آنچه ديده مي شوم ...

فاصله عقل من و دانايي ام ....

حد ها را برداشتم ... به کدام سو حرکت کردن ؟

من را چگونه مي خواهي؟

 

 


 

نوشته شده توسط عرفان در 87/08/16 ساعت 23:16 موضوع | لینک ثابت