طلوع من به دیدارم بیا... مرا با خود به آنسوی بی کران ها ببر

من خود را به دیدار تو آرام می کنم

تو نیز با من اینگونه باش /از سختی ها نگو /بگذار گرمای با هم بودنمان خود  این یخ سرد را آب کند...


 

نوشته شده توسط عرفان در 88/06/22 ساعت 17:58 موضوع | لینک ثابت