طلوع من به دیدارم بیا... مرا با خود به آنسوی بی کران ها ببر
من خود را به دیدار تو آرام می کنم
تو نیز با من اینگونه باش /از سختی ها نگو /بگذار گرمای با هم بودنمان خود این یخ سرد را آب کند...

نوشته شده توسط عرفان در 88/06/22 ساعت 17:58 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

.
.
.
.
بيا ای سايه ی مهتاب و دريا بيا در پيش چشمان تو باشم
بيا بنويس بر برگ شقايق که ميخواهم پريشان تو باشم
بيا ای چشم تو عشق شقايق بيا با هم چو ياس و آب باشيم
بيا در فصل سرد بی وفايی چو ساز عاشقان شاداب باشيم
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY